شمارهٔ ۷۳۹
شب چو وصف رخش کنم به رفیقصبح از مهر می کند تصدیق
همه شب تا به صبح، ای زاهدمی کشی جام می، زهی توفیق
آب لعل است و آتش یاقوتجوهر عقل را میی چو عقیق
بس که گریان روم به وادی شوقمنزل از من تراست و راه و طریق
عشق را شرط نیست رعناییهمچو مصحف به خط نستعلیق
بی پیاله مرو سلیم به باغگفته اند الرفیق ثم طریق