گنج

شمارهٔ ۷۳۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارحیف۶ بیت
چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلفکه پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف
چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدنکرم ز آبله دست خویش کن چو صدف
به دست مطرب از اصلاح خاطر من شدپر از غبار، چو غربال خاک بیزان دف
بهار شد که ز میخانه باده نوشان رابه سوی باغ پرد چون تذرو جام از کف
چه شد اگر طرف غیر را زمانه گرفتمرا به دعوی عشقت بس است حق به طرف
سلیم ناله ی من تیغ چون برافرازدسپر کشد به سر خویش آسمان چو کشف