گنج

شمارهٔ ۶۷۱

قافیه: مغبار۶ بیت
صبا دعای مرا سوی می گساران برسلام خشکی ازین چشم تر به باران بر
ملول شد دلت ای همنشین ز گریه ی ماکه گفته بود گل کاغذین به باران بر؟
حذر زگردش افلاک، خویش را چو غباربه گوشه ای ز سر راه این سواران بر
چه چاره کلفت ایام را به غیر از صبرهمیشه روز به شب همچو روزه داران بر
متاع اهل وفا پیش گلرخان خوار استصبا غبار مرا سوی خاکساران بر
ازین چه باک جهان را سلیم فصل خزانچون عندلیب ازین باغ گو هزاران بر