گنج

شمارهٔ ۵۹۸

زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مبادچون پیمبر سایه ی ابر از سر گل کم مباد
همچو طوطی خرمی پرورده ی این گلشن استبیضه ی شبنم ز زیر بال بلبل کم مباد
بلبل و پروانه را چشم از فروغش روشن استاز چراغ لاله ی او، روغن گل کم مباد
هرکه خواهد کم کند یک مو ز زلف سنبلشسایه ی شمشیرش از سر همچو کاکل کم مباد
تا قیامت می کشان این گلستان را سلیمگردش پیمانه چون دور تسلسل کم مباد