شمارهٔ ۵۹
منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مراقفسی تنگ تر از چنگل باز است مرا
نوبهار است و چو گلبن ز جنون در جوشمکه دگر موسم گل کردن راز است مرا
نیست چون شاخ گلم مانع طاعت مستیناله ی مرغ سحر، بانگ نماز است مرا
منت یک گلم از باغ جهان بر سر نیستدست کوتاه به از عمر دراز است مرا
گل گل از داغ می ناب همین نیست سلیمبخیه ی خرقه ز ابریشم ساز است مرا