گنج

شمارهٔ ۵۶۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امیگویند۵ بیت
اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذاردبمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آیدبه کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتادخدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهندبنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارمچه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد