گنج

شمارهٔ ۵۵۸

قافیه: وبسوزاند۵ بیت
لبت چون غنچه دلتنگی نداردچو گل روی تو یکرنگی ندارد
به اهل کفر و ایمان سینه صافمچو آب، آیینه ام زنگی ندارد
برای شیشه ی من هیچ کس نیستکه از دل، در بغل سنگی ندارد
سرود نوحه گر را جای خالی ستنوای مطرب آهنگی ندارد
ز خون ما نگردد تیغ رنگینسلیم از ما کسی رنگی ندارد