گنج

شمارهٔ ۵۲۶

قافیه: اروشنشود۶ بیت
هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کندغیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند
غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دستاندکی مانده که شیرین همچو فرهادش کند
روزگارم قدر نشناسد ز نادانی، که طفلگنج نامه گر بیابد، کاغذ بادش کند
مرغ ما را تاب بی پروایی صیاد نیستکاشکی بر گرد سر گردانده آزادش کند
از فراموشان زیر خاک بودن مشکل استوقت آن کس خوش که چون میرد، کسی یادش کند
هرکه بیمار غم عشق بتان باشد سلیمبر سر بالین اجل بنشیند و یادش کند