گنج

شمارهٔ ۵۲

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: اهشرا۸ بیت
خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان راکرشمه منع نمی کرد آه و افغان را
چنین نبود در وصل بسته بر دل هانداشت قفل حرم، پره ی بیابان را
ز ضعف، بند قبا آستین من شده استنشانه ای به ازین نیست عشق پنهان را
به پیش باده فروش آن قدر گرو جمع استکه نام نیست در آن خاتم سلیمان را
ز قید، کیست که آزادی آرزو نکند؟ز کاهلی ست ثبات قدم غلامان را
به نوبهار جوانی ز کف پیاله منهکه می ز موج کند ریشخند، پیران را
ز فوت گشتن دندان چه غم، سلامت بادزبان ما که ولی نعمت است دندان را!
ازو هزار کرامات دیده ایم سلیمشراب کهنه بود پیر جام، مستان را