گنج

شمارهٔ ۴۵۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اندارد۵ بیت
تنها من ضعیف ندارم بدن کبودعشقم چنان فشرده که شد پیرهن کبود
گر بعد مرگ بنگری، از سنگ حادثاتچون لاجورد سوده بود خاک من کبود
جز من کسی کجاست که گیرد عزای منهمدم! به روز مرگ مرا کن کفن کبود
مجنون خسته، سنگ برای تو می خوردلیلی! ترا برای چه گردیده تن کبود؟
هرگز مرا به چشم نیاید فلک سلیمدر حیرتم که از چه بود چشم من کبود