گنج

شمارهٔ ۴۳۹

قافیه: بپیچد۵ بیت
کاروانی دگر از مصر هوس می‌آیدمژدهٔ یوسفی از بانگ جرس می‌آید
طالع شهرت پروانه بلا شد در عشقورنه بی‌تابی او از همه‌کس می‌آید
چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخسرزده تا به دلم همچو نفس می‌آید
کرده محرومی باغم به اسیری خشنودزان که بوی چمن از چوب قفس می‌آید
ناامیدی روش اهل طلب نیست سلیماز هما آنچه نیاید، از مگس می‌آید