شمارهٔ ۴۰۴
جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرودعکسش از آینه چون صورت دیبا نرود
با حریفان ز تو عیب است سواری کردنبه که آهوی حرم جانب صحرا نرود
در سرایی که تویی، گر همه محشر خیزدطفل از خانه برون بهر تماشا نرود
نیست ممکن که صبا پیش مقیمان چمننام کویت چو برد، بوی گل از جا نرود
جلوه ای کز قد او دیده ای امروز سلیمنیست ممکن که دماغ تو به بالا نرود