گنج

شمارهٔ ۳۹۵

قافیه: ارروند۵ بیت
خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داندبه راه شوق او خورشید سر از پا نمی‌داند
گهی در کعبه مجنون، گاه در بتخانه می‌گرددمگر دیوانه راه خانهٔ لیلا نمی‌داند؟!
حدیث ما به گوش عاقلان بیگانه می‌آیدکه تا دیوانه نبود کس زبان ما نمی‌داند
محبت در طلسم حیرتی دارد وجودم راکه مویم راه بیرون رفتن از اعضا نمی‌داند
سلیم از چرخ اگر بی‌مهریی بینی، مشو غمگینکه قدر مردم دانا به جز دانا نمی‌داند