گنج

شمارهٔ ۳۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهرا۸ بیت
نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی راز چشم برق همچون داغ اندازد سیاهی را
جهان از می‌پرستی چون خرابم می‌تواند کرد؟چه نقصان است اگر راند کسی در آب ماهی را؟
بلندی پست فطرت را به اندک مایهٔ دنیاستکه معراجی‌ست هر شاخ گیا، مرغان چاهی را
الهی آتشی در خانهٔ مرغ چمن افتد!که شاخ گل ز سر بگذارد این صاحب‌کلاهی را
دلم تا خفتگان انجمن را دید، می‌داندکه گریه از برای چیست شمع صبحگاهی را
به مهر آسمان ایمن مشو کاین شحنه در آخرکند کرسی زیر دار، تخت پادشاهی را
به طرف جویبار از رقص نتوان منع او کردنکه معشوق خوش‌آوازی به دست افتاده ماهی را
سلیم اهل سخن را بی‌زبانی عیب می‌باشدکه واجب‌تر ز هر چیز است شمشیری، سپاهی را