گنج

شمارهٔ ۳۶۲

عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلندیوسفی کو تا شود در مصر غوغایی بلند
جان فشانی در هوای سروقد او خوش استخاک اگر بر سر کند کس، باری از جایی بلند
بی نیازی بین که گر صد خلد از پیشم گذشتگردنم هرگز نشد بهر تماشایی بلند
هر طرف دیوانه ای زنجیر خود را بگسلدگر چو ماه نو کند ابرو به ایمایی بلند
مردم از سرگشتگی در وادی عشق و نکردگردبادی دست از دامان صحرایی بلند
شهرت ار خواهی سلیم از کوی خوبان پا مکشهر کسی را می شود آوازه از جایی بلند