گنج

شمارهٔ ۳۶

قافیه: یدهرا۵ بیت
به گوش کس نبود آشنا حکایت مارموز عشق بود سر بسر روایت ما
خوشم به صحبت عنقا، که غیر ازو عمری ستکسی نیامده از جانب ولایت ما
به کینه جویی خصم از میانه ی احبابکسی نکرد جز افتادگی حمایت ما
دو گوشواره ی عرشند بر هم ارزانیفغان بی اثر و آه بی سرایت ما
سلیم شکوه چه حاصل ازو که گوهر گوششده ست پنبه ی آن گوش از شکایت ما