شمارهٔ ۳۴۴
با مدعی گذشته ام بر کنار بحثدر کوی عشق شعله ندارد به خار بحث
از بهر حل مسئله ی دین اگر بودبا اهل این زمانه مکن زینهار بحث
مستند اهل مدرسه، زان بحث می کنندورنه چرا کند به کسی هوشیار بحث
در گلشنی که حاصلش از برق و شعله استبیهوده می کنند خزان و بهار بحث
مستان کنند در سرمستی به هر نزاعمن می کنم همیشه به وقت خمار بحث
میخانه نیست مدرسه، این گفتگو بس استزاهد بگیر جام می و واگذار بحث
ما صلح کل سلیم به هر فرقه کرده ایمبا کس کند کسی چه درین روزگار بحث؟