شمارهٔ ۳۳۴
مرا گوش از بهر پیغام اوستزبان در دهن از پی نام اوست
کسی کز فغان من از خواب نازنگردیده بیدار، بادام اوست
ز غیرت هلاکم که شب تا به روزلب ماه نو بر لب بام اوست
جنون بیش گردد در ایام گلچه دل ها که رسوا در ایام اوست
بلند است اقبال صیاد مامه از هاله در حلقه ی دام اوست
نه تنها سلیم است ممنون اوکه خلقی دعاگوی دشنام اوست