گنج

شمارهٔ ۳۲۷

قافیه: اهمناست۶ بیت
از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشتمدتی در هند بود، آخر پریشان بازگشت
از غضب هرگاه زد بر گوشه ی ابرو گرهآهم از نزدیک لب، اشکم ز مژگان بازگشت
از غریبی، دولتی باشد، اگر سوی وطنبار دیگر همچو عمر رفته بتوان بازگشت
همچو مجنون کو رود از کوی لیلی ناامیددستم از دامان او سوی گریبان بازگشت
جستجوی ماه نو نظاره ات بسیار کردسوی ابروی تو آخر همچو مژگان بازگشت
من مقیم وصل و یاران رانده ی محفل سلیمهرچه بر من خواستند آن بر حریفان بازگشت