گنج

شمارهٔ ۳۱۴

قافیه: لصبحاست۵ بیت
کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاستسایه ی بال هما با طره ی دستارهاست
پرتو صبح جبین او شود هرجا بلندشام همچون سایه آنجا در پس دیوارهاست
با نیازی رو به ساقی کن اگر دلخسته ایکآب دست او شفابخش همه بیمارهاست
در بیابان جنون چون تارهای عنکبوتتارهای دامنم پیدا ز نوک خارهاست
عمر صرف آشنایی ها شد و با ما سلیمیار ما بیگانه همچون ابتدای کارهاست