گنج

شمارهٔ ۳۰۹

قافیه: یشهنیست۵ بیت
با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش استخامه در دست هنرور، تیر روی ترکش است
روزی کس کی خورد هرگز کسی، زان چوب راآب نتواند فرو بردن که رزق آتش است
در چمن ترسم رود آخر به تاراج خزانآنچه اسباب تعلق غنچه را در مفرش است
نفس را تحریک نتوان کرد در لهو و لعبتازیانه آفتی باشد چو توسن سرکش است
قسمت ما نیست آبی در جهان، ورنه سلیمآنچه بسیار است در غمخانه ی ما، آتش است