گنج

شمارهٔ ۲۹۱

نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماستستاره ی سحر ما پیاله ی می ماست
نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیرکه آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست
چه شد اگر به غریبی کنیم یاد وطنکه در قبیله سماع از نوای یاحی ماست
ستاره نیست همین خصم ما، که همچون صبحهمیشه تیغ به کف آفتاب در پی ماست
سلیم، تی تی مستان هند آخر شدپیاله گیر که اکنون زمان هی هی ماست