شمارهٔ ۲۶۲
یار ما مونس بد و نیک استما چه دوریم و او چه نزدیک است
دل من از خیال طره ی اوهمچو پای چراغ، تاریک است
در سر کوی او یقینم شدکه فلک نیز از مفالیک است
کشت قسمت مرا که بر دهقانآب باریک، رنج باریک است
الفت دل به چشم مست بتانآشنایی ترک و تاجیک است
کمرش را سلیم تنگ مگیرباخبر باش، رشته باریک است