شمارهٔ ۱۹۸
چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟محبتی که به ما می کند، ز ما آموخت
به راه شوق ندانم کدام جلوه ی اوشکسته پایی ما را به نقش پا آموخت
ز دیده آب رود بی غبار کوی توامبلاست، چشم کسی چون به توتیا آموخت
چو غیر گریه درین باغ رسم دیگر نیستبه حیرتم که گل این خنده از کجا آموخت
سلیم سر مکش از آستان پیر مغانکه هر که خاک درش یافت کیمیا آموخت