گنج

شمارهٔ ۱۷۶

سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیستبا همه سنگدلان است، همین با او نیست
شرح مخموری آن چشم چه سان بنویسمقلم نرگس مست و ورق آهو نیست
مستی از چهره برافروختن ما گل کردورنه چون لاله، می ساغر ما را بو نیست
مطلب کام که در کشور هند ای درویشتن مردم همه چرب است، ولی پهلو نیست
زین حریفان فرومایه، کسی قابل آنکه نهم سر به سر او، بجز از زانو نیست
می کشیدن به سر کوچه و بازار، سلیماز حریفان همه نیکوست، ز ما نیکو نیست