شمارهٔ ۱۷۳
دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته استجگر از تشنگیام چون صدف سوخته است
عشق را رغبت آمیزش من نیست عجبمیل آتش همه جا بر طرف سوخته است
ناوک آه من از شعله بود همچو شهابپیکر چرخ ازان چون هدف سوخته است
آه ازین شعلهٔ آواز تو مطرب که ازوهر طرف مینگرم چنگ و دف سوخته است
دلم از آتش تب آمده در سینه به جوشنیست تبخال لبم را که کف سوخته است
اثر نالهٔ سلیم از دل پر داغ بپرسشاهد شعلهٔ آواز، دف سوخته است