گنج

شمارهٔ ۱۵۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ینمیبایست۵ بیت
در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ستهر بید در هوای تو مجنون تازه ای ست
از زلف تا به چند کسی گفتگو کندوصف خطش کنیم که مضمون تازه ای ست
چون مصرعی ز من شنوی، عزتش بداراز راه دور آمده، موزون تازه ای ست
آشفته ایم ازان خط مشکین، که هر غباربر لشکر شکسته شبیخون تازه ای ست
آن لب سلیم آب بقا را شهید کردخون های خلق کهنه شد، این خون تازه ای ست