گنج

شمارهٔ ۱۲۶

خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ستبهار رفته و جا را به این خزان داده ست
ز برگ های خزان هر نهال شاخ زری ستچه کیمیاست که طالع به باغبان داده ست
شده ست ساقی هنگامه ی چمن، بلبلبه شاخسار، می از جام آشیان داده ست
خزان شکفتگی از حد ببرد، پنداریکه باغبان به چمن آب زعفران داده ست
سلیم پا نگذارم برون ز گوشه ی دیرچه فیض ها که مرا رو درین مکان داده ست