شمارهٔ ۱۲۴
صد نشان خاک مرا از اثر عصیان استیکی از جمله ی آنها گل نافرمان است
زان درین بحر خموشند حقایق دانانکه حبابی چو برآورد نفس، طوفان است
ذوقی از دیدن معشوق به دلگیری نیستغنچه در چاک قفس، قفل در زندان است
باخبر باش فریبت ندهد ای زاهدمی دود در رگ و پی، دختر رز شیطان است!
کام دل جلوه گر و دست تصرف کوتاهنفس ما همچو سگ خانه ی آهوبان است
چهره گلگون نکند جز می انگور، سلیمرگ تاک است که در هند خطابش پان است