گنج

شمارهٔ ۱۱۳

قافیه: رخالیست۸ بیت
به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر استز شوق شال سرم را هوای کشمیر است
خزان به گلشن آزادگان ندارد راهنشاط اهل قناعت، بهار تصویر است
در آن دیار همان به که پرسشت نکنندکه مرغ نامه بر دوستان به هم، تیر است
به خان و مان نبرد ره کسی درین وادیکه آشیانه ی مرغش به شاخ نخجیر است
فریب عقل مخور، ایمن از گزند مباشکه ریشه ی نی این بیشه پنجه ی شیر است
ز جنبش سر زلف تو دل به رقص آمدکه ساز صحبت مجنون، صدای زنجیر است
هلاک زخم تو گردم که رسم جانبازیز کشته ی تو به طاق بلند شمشیر است
سلیم درد دل خود نمی توانم گفتسخن چو گریه مرا پیش او گلوگیر است