شمارهٔ ۱۱۲
مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماستهمچو کشتی گیر، عریانی سلاح جنگ ماست
گر به راه شوق گردد مرغ با ما همسفراز پریدن باز می ماند همه گر رنگ ماست
کار سازد هر که ما همدست کار او شویمنغمه آن ناخن که بر دل می زند از چنگ ماست
برگ گل در غنچه می باشد، ولی در این چمنغنچه ها پر خار و خس چون آشیان تنگ ماست
عاشقان را غم بود پیرایهٔ خاطر سلیمگلشن آیینهایم و سبزهٔ ما زنگ ماست