گنج

شمارهٔ ۱۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: لها۸ بیت
ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرهابر سرم چون برگ بید از غمزه ات شمشیرها
خفته در راه تو از عجز ای غزال شیرگیردست بر بالای یکدیگر نهاده شیرها
گرچه در راه تو عمرم صرف شد چون گردباددارم از ریگ بیابان بیشتر تقصیرها
صیدگاه کیست این صحرا که از زخم خدنگسایه پنداری پلنگ است از پی نخجیرها
فکر اسباب تعلق کردن از دیوانگی ستموج دریای جنون ماست این زنجیرها
سایه ی تیغ است عاشق را مقام عافیتبرگ نی باشد حصاری از برای شیرها
کفر و دین را عشق صلحی داد کز اندام خودچون زره کردند جوهر را برون شمشیرها
نیست آزادی سلیم از حلقهٔ فتراک عشقصیدگاه اوست عالم، ما همه نخجیرها