گنج

شمارهٔ ۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: وت۱۴ بیت
خار گلزار جهان آقا فلانای که بخلت نیست محتاج ثبوت
ای که کز امساک باشندت عیالبی نصیب از قوت و محروم از رخوت
از بخیلی معده را دشمن که اوهر زمان خواهد غذا هر لحظه قوت
عمت را چون جایز آمد نیرهصد رهت خوشتر اهاجی از نعوت
زهر در کام تو به از لقمه ایکآن رود از سفره ی خود در گلوت
از خدا خواهد عنایت هر کسیدر سجود و در رکوع و در قنوت
کینت از سختی چو پشت لاک پشتعهدت از سستی چو تار عنکبوت
بود قرنی دی فرستادی زلطفبهر انعامم زباغ خویش توت
خرد چون خردل تفه چون مصطلیسبز چون آس و عفس چون انزروت
آنچنان توتی که در ایام قحطخورد نتوان بهر قوت لایموت
کاش تا باغت نگشتی باروربر حمل خور نامدی هرگز زحوت
از دعایت با چنین احسان و لطفکی روا باشد که بگزینم سکوت؟
هست تا با تابوت طعم انگبیننیست تابی فضله ی عصفور توت
آرزوی توت بادا در دلتفضله ی عصفور بادا بربروت