شمارهٔ ۷
طراز محفل ایجاد میرزا احمدتوئی که ملک جهان خالیت زمانند است
به پیش طبع تو چون قطره بحر عمان استبه جنب علم تو چون کاه، کوه الوند است
جهان به نشو و نما از نسیم الطفاتچنانکه نشو نبات از نسیم اسفند است
ز بیم قهر تو گر خصم خود فریدون استدلش به سینه چو ضحاک در دماوند است
نه آگه است زتاثیر خاک مقدم توبه آب زندگی آن کس که آرزومند است
ی فلان گنهم از ره وفا گفتیکه: خاطرم نه چو پیش از تو شاد و خرسند است
از این خطای ندانسته سخت می ترسمچنان بدانی کاین بنده سست پیوند است
اگر چه دور زعفو است این گنه، از آندلم به دام ندامت مدام در بند است
ولی به گفته ی شیرین دلکش (آذر)که در مذاق خردمند خوشتر از قند است:
«نیم زلطف تو نومید گر خطائی رفتگنه ز بنده و بخشایش از خداوند است»