شمارهٔ ۲۹۷
ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواهجان و دل من درناله و آه
نام گناهی ای شه نبردیتا از چه جرمم راندی ز درگاه؟!
تا خواجه می چید اسباب خانهبیرون زدندش از خانه خر گاه
از کشتن غیر بگذر چه فخر استشیر ژیان را از صید روباه
چندی سرودیم افسانه ی عشقمردیم و آخر شد قصه کوتاه
ره راه دیر است باید رسیدنز این ره به مقصود ای شیخ گمراه
آخر (سحابا) یا رب که گویدحال گدایان در حضرت شاه