شمارهٔ ۲۹۰
گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟گفتا: به درد عشق نکویان شکیب کو؟
خوش محفلی که باده ی ناب از سبوبه جامریزی بدست خویش و نپرسی رقیب کو؟
زاهد مرا به ترک تو هر دم دهد فریبیک جلوه زان شمایل زاهد فریب کو؟
هر ناکسی به کوی وی آمد بگفت کیست؟هر بیدلی که رفت نگفت آن غریب کو؟
ای غیر اگر بدوری او سالها زیمخوشتر از اینکه از تو بپرسم حبیب کو؟
آن خسته قدر لذت درد (سحاب) یافتکز درد جان سپرد و نگفتا طبیب کو؟