گنج

شمارهٔ ۱

زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوان‌هانیابد زیب بی‌نام همایون تو عنوان‌ها
ز گلزارت گلی هر روز گردد زیب دامانیکه افشانند از آن گل دیده‌ها گل‌ها به دامان‌ها
ز یک نور است روشن هر طرف چاک گریبانیوز آن چاک گریبان چاک‌ها بین بر گریبان‌ها
ندارد طاقت دیدار جانان چشم مهجوراناز آن شد چشم‌های ما حجاب دیدهٔ جان‌ها
ز درمان بی‌نیاز است آنکه آمد خستهٔ عشقشکه بیماران او را دردهای اوست درمان‌ها
شبستان‌های قرب دوست را راهیست بس روشنکه شد نور رسالت شمع راه آن شبستان‌ها
شه عرش آشیان یعنی محمد فخر انس و جانکه آمد بر درش روح الامین از خیل دربان‌ها
مکن ز آلوده دامانی (سحاب) اندیشه تا داریهم از فیض سحاب لطف ایشان چشم احسان‌ها