گنج

شمارهٔ ۸۸ - تاریخ

۱۱ بیت
زهی آزاد آن مرد هنرورکه خود نخل سعادت را بود بر
بکاری کرد سعی و داد انجامکه بهر هرکس آن نبود میسر
ز چندین رشته سادات مکرمکه یک روحند در بسیار پیکر
ز اولاد حسین و نسل سجادز هر شهر و ز هر سامان و کشور
زمان جست و مکان فهمید و بنوشتز هر یک شرح مبسوطی بدفتر
نه دفتر بلکه میشاید بگویمگلستانی پر از گلهای احمر
نه دفتر بلکه می‌زیبد نویسمکه دریائی پر از رخشنده گوهر
نه دفتر بلکه جا دارد بخوانممر آن را آسمانی پر ز اختر
بدفع چشم بد زین کثرت نسلهمی جبریل گفت الله اکبر
عرض پر شد چو آن دفتر سراپاز اسم و رسم اولاد پیمبر
صغیرش از پی تاریخ گفتادر او بین راز اعطیناک کوثر

۱۳۶۸