شمارهٔ ۴۶ - حکایت
شیر خدا رهبر اهل یقینحیدر صفدر شه دنیا و دین
سوی قبورش بفتادی گذارگفت که ای معتکفان مزار
باغ و سرا سیم و زر و خانمانآنچه نهادید شد از دیگران
این خبر خانه و مال شماچیست در آن مرحله حال شما
بهر اجابت ز شه ارجمنداز طرفی گشت ندائی بلند
کانچه که خوردیم از آن خورده بیشسود نبردیم ز اموال خویش
و انچه نهادیم به ملک جهانحاصل ما زان نشد الا زیان
و انچه از آن روی طمع تافتیمپیش فرستاده کنون یافتیم