گنج

شمارهٔ ۳۳ - کلام عیسی

۱۹ بیت
عیسی مریم چو علم بر فراختبر به جهان کوس نبوت نواخت
باب عطایش به جهان باز شددم به دم آمادهٔ اعجاز شد
اکمه و ابرص فلج اعور عمیجمله شفا یافت از آن مقتدی
نوع بشر زانشه فرخنده اسمیافت شفا از مرض روح و حسم
هیکل پاکش که در آن دلق بوچارهٔ بیچارگی خلق بود
فعل وی ار در نگری سربسرنیست به جز خدمت نوع بشر
قول وی ار نیک ببینی تمامامر به رفق است و مداوای عام
از سخنانش که ز در و گهرهست ثمین تر بر اهل نظر
یک سخن این است که با دشمنانهم بنمائید محبت ز جان
یک سخنش اینکه به روی شماکس بزند سیلی اگر از جفا
آن طرفش باز به پیش آوریدتا که از او سیلی دیگر خورید
فرقه‌ئی‌ امروز بر آن ذوالعفافنسبت خود داده ولی برخلاف
آنچه که او گفته رها کرده‌اندوضع قوانین ز هوی کرده‌اند
گشته چنان حرس و طمع را اسیرکامده در نوع کشی بس دلیر
جای محبت که به دشمن کنندبا همه از حرص و طمع دشمنند
دمبدم از بهر جدال و نزاعآلب حربیه کنند اختراع
راستی ای جامعهٔ عیسویبه که مر این نکته ز من بشنوی
یا که مکن این حرکات قبیحیا که مده نسبت خود بر مسیح
بی‌غرضست آنچه که گوید صغیرگر بود انصاف از او در پذیر