شمارهٔ ۳۲ - سؤال موسی
موسی عمران به مناجات حقگفت که ای هست کن ما خلق
ای همه ذرات تو را در سجودذاکر ذکر تو لسان وجود
انفس و آفاق ستایندهاتپیر و جوان شاه و گدا بندهات
گرچه روا نیست ز من این مقالشرم همی آیدم از این سؤال
لیک چو آن از پی دانستن استجرئت اظهار وی اندرمن است
گر که تو را بود خدایی چسانبندگیش را تو به بستی میان
در همه اعمال کدامین عملسرزدی افزون ز تو ای بیبدل
گفت حقش شاهد حال توامباخبر از سر سؤال توام
گر که خدا بود مرا بیگمانخدمت خلقش بگزیدم ز جان
بندگی آوردمش اینسان به جاکردم از این خدمتش از خود رضا
زین سخن موسی عمران به طورو آنچه که فرمود خدای غفور
گشت محقق که بود در جهانبندگیش بندگی بندگان
بندگی حق به حقیقت صغیرخدمت خلق است بجان در پذیر