گنج

شمارهٔ ۹۶

۸ بیت
آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیستوانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست
هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکردراستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست
مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سراروی هم چون جمع سازی اضطرابی بیش نیست
هست هستی بحر ژرفی موج‌خیز و بی‌کرانواندران دریا وجود ما حبابی بیش نیست
عمر نوح و گنج قارون ملک اسکندر تو راگر میسر شد بوقت مرگ خوابی بیش نیست
اهل دنیا عمر خود را صرف دنیا می‌کنندگر حیات اینست خود سوءالعذابی بیش نیست
از حلال و از حرام مال مال اندوز راعاید و واصل حسابی یا عقابی بیش نیست
در جهان آمد صغیر و چند روزی ماند و رفتیادگار از وی در اینعالم کتابی بیش نیست