شمارهٔ ۸۹
ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیستهمراهی آنکه با تو کند غیر آه نیست
یاران که را پناه تصور کنم که منجز بی پناهی آنچه که بینم پناه نیست
گر بایدت ز حال دلم آگهی ببینرنگ رخم که بهتر از اینم گواه نیست
یکدور ای فلک نزدی بر مراد ماما را از این نمد مگر آخر کلاه نیست
همت بدستگیری از پا فتادگانبالله اگر ثواب نباشد گناه نیست
خون فقیر شربت خوان توانگر استتحقیق رفته در سخنم اشتباه نیست
یارب گیاه مهر نروید در اصفهانیا خود ببوستان جهان این گیاه نیست
شد عمر صرف غم همه ما را مگر صغیرصبح سپید در پی شام سیاه نیست