گنج

شمارهٔ ۸۶

۱۰ بیت
آنکه مانند تواش یار دل آزاری هستچون منش دیده خون بار و دل زاری هست
نازم آن چشم فریبنده بیمار تو راکه بهر گوشه ز هجرش دل بیماری هست
دورم از خود کنی و شادم از اینرو که شوداز تو ثابت که بعالم گل بیخاری هست
چه بخوانی چه برانی من و خاک در توکافرم گر بجهان غیر توام یاری هست
مدعی گوی به بیند دو رخ خوب تو راگر بشق القمر احمدش انکاری هست
ناصحم گفت کند عشق ز هر کارت بازبگمانش که بجز عشق مرا کاری هست
تا ابد زنده توان بود به آثار نکوآن نمرده است کز او اسمی و آثاری هست
روز خوش نیز تو در خواب نخواهی دیدنای که شب از ستمت دیده بیداری هست
چون توانی بکن آنروز که نتوانی یادکز پی روز سپید تو شب تاری هست
نیست در دست تو گر درهم و دینار صغیربه ز گنج گهرت دفتر اشعاری هست