گنج

شمارهٔ ۷۵

۷ بیت
دلبران را همه سخت است دل و پیمان سستیا که ای سنگدل این قاعده در مذهب تست
هیچ پیکان ز کمانخانهٔ ابروت نجَستتا که اول دل زاری هدف خویش نجُست
که سر خوان غم عشق تو ای دوست نشَست؟کاوّلین مرتبه از هستی خود دست نشُست
گر دلی را چو دل من فلک سفله نخَستچه کنم این شده تقدیر من از روز نخُست
در جهان هیچکس از قید غم و غصه نرَستبی‌غمی، هست گیاهی که در این باغ نرُست
این درست است که حق در دلِ بشکسته‌درَستکز شکست دل بشکسته شود کار دُرست
آفرین بر تو صغیرا دگر این قاعده چیستکه چنین طبع تواش کرد بیان چابک و چُست