شمارهٔ ۱۰۷
نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ استکشیده لشگر و با شاه روم در جنگ است
سیاه شد ز غ مت روز ما چو شام ولیاز آن خوشیم که با طرهٔ تو همرنگ است
برآر کام من ای قبله من ابرویتکه کام خلق دهد کعبه گرچه دل سنگ است
ز بند بند من آید نوای ناله چو نیولی بگوش تو خوشتر ز نغمهٔ چنگ است
تو را ز محنت من هیچ غم نباشد لیکز فرقت دهنت بهر من جهان تنگ است
ز پا فتادم و منزل نشد پدید آریرهیست عشق که بیرون ز میل و فرسنگ است
فریب نام صغیر از تو کی خورد زاهدبکیش باده کشان نام مایهٔ ننگ است