گنج

شمارهٔ ۱۰۵

۹ بیت
خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایتگه ز پا تا به سر و گاه ز سر تا پایت
حیلت انگیخته ام بلکه دو نوبت افتدنوبت بوسه به لعل لب شکر خایت
رونق قند برد قیمت شکر شکنداین حلاوت که بود در لب جان افزایت
عاشقان گر بتو آرند هجوم این نه عجبمگسانند که آیند پی حلوایت
از که آموختی این شیوه که از غایت نازنیست جز درد دل و در دیدهٔ عاشق جایت
کج نهادن کله و زلف بپا افکندنراستی طرفه قبائی شده بر بالایت
جویها هر طرف از دیده نمایم جاریآیدم چون بنظر سرو قد رعنایت
سر سیر چمنم نیست بدور رخ توچیست گل پیش گل روی چمن آرایت
بیکی بوسهٔ جانان سر و جان ده چو صغیرخواهی ار سود دو عالم بری از سودایت