شمارهٔ ۵۷ - مولودیه در مدح مظهر العجائب علی ابن ابیطالب «علیه السلام»
ای عاشقان خستهجان یار آمد یار آمدهاز خلوت آن جان جهان اینک به بازار آمده
آن طلعت زیبنده را آن عارض رخشنده راآن اختر تابنده را هنگام دیدار آمده
طی سیزده روز از رجب گردیده و طرزی عجبدر خانهٔ رب وجه رب ناگه پدیدار آمده
ساقی بزم کبریا بودند یک دور انبیاساقی کوثر حالیا با جام سرشار آمده
بد حسن کل را کو به کو این عشق کل در جستجوحالی پی دیدار او با شور بسیار آمده
ور نه بد امانش چرا آن سرالله اشتریبگشوده چشمان و ورا حیران به رخسار آمده
قد افلحش ذکر زبان گویی که آن قدسیبیاناز داستان عاشقان اینجا به گفتار آمده
تا حقپرستان بر ملا بینند یزدان را لقاز اطلاقِ غیب و اختفا در قید اظهار آمده
رفتم خطا این راه را او مظهر است الله راکی رفته تا آن شاه را گویم دگر بار آمده
در دور گیتی از وفا در هر زمان در هر کجابر انبیاء و اولیاء یار و مددکار آمده
تنها نه در دوران ما شد جلوهگر جانان مادر دیدهٔ حیران ما از راه تکرار آمده
چون وصف او را بر شئون از عهده کس نامد بروناوصاف خود را خود کنون از بهر تذکار آمده
عون الهی پشت او قدرت همه در مشت اوجواله انگشت او این چرخ دوار آمده
حق خواسته جل علا اثبات خود را بر ملابا ذوالفقاری شکل لا بر نفی کفار آمده
بر آستانش رو ز سر وز چشم دل بنما نظرکز مسکنت چون بوالبشر نوحش به دربار آمده
از نعمت خاص علی در مدح آن شاه ولیاینک گهرهای جلی در بحر اشعار آمده
سازد صغیر از جان رقم اوصاف او را دم به دمکز لطف آن بحر کرم طبعش گهربار آمده