شمارهٔ ۵۵ - در مدح شاه انس و جان مولی الموالی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چنانکه میشود از نور خور جهان روشنشود ز نام علی قلب دوستان روشن
چراغ بزم جهان روی مرتضی است بلیبود بنوروی این تیره خاکدان روشن
بلامکان ز مکان رفت چون رسول خدایبدید از رخ او بزم لامکان روشن
بیان روشن او میکند ز اهل خردضمیر روشن و دل روشن و روان روشن
از آنچراغ که از برق تیغ خود افروختنمود تا بابد راه انس و جان روشن
کجا ز ظلمت حیرت رهد کسی که نکردچراغ مهر علی را به بزم جان روشن
کند ز خاک درش کسب فیض و گیرد نوربهر صباح که میگردد آسمان روشن
بجوی خاک ره دوستان مخلص اومگر که چشم خرد را کنی بآن روشن
بگو محب ورا غم مخور ز ظلمت قبرکه هست خانهٔ گور تو جاودان روشن
کسی که شمع صفت سوزد از غم عشقشچه بزمها کند از شعلهٔ زبان روشن
صغیر بندهٔ عشق علی و آل علیستشود حقیقت گوینده از بیان روشن