شمارهٔ ۲۶ - در مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
دهر پیر امروز باز از نوجوانی میکندذرهسان خورشید رقص از شادمانی میکند
بر فراز سدره با پیک خدا روحالامینمرغ بخت خاکیان همآشیانی میکند
جان حقجویان مهجور به محنت مبتلااز وصال یار جانی کامرانی میکند
میزبان خوان رحمت خاص و عام خلق رابر سر خوان ولایت میهمانی میکند
پرده بردارم ز مطلب پردهدار کایناتپردهبرداری ز اسرار نهانی میکند
گوش جان هر لحظه از خنیاگران بزم قدساستماع نغمههای آسمانی میکند
فاش گویم در غدیر خم به امر کردگارمصطفی در نصب حیدر درفشانی میکند
نی همین بر اهل دل حق را نماید آشکارلطفها هم با محبان زبانی میکند
مدح میگوید امیری را که در ملک وجودز ابتدا تا انتها او حکمرانی میکند
انبیا را هست یاور اولیا را تا به حشردستگیری او به وقت ناتوانی میکند
عیسی مریم ز نام او دهد بر مرده جانموسی عمران به خیل او شبانی میکند
خضر بر گمگشتگان راه عشقش رهنماستبا تفاخر صالحش اشترچرانی میکند
خسروی کورا لقب دادند فتال العربگریه بر حال یتیم از مهربانی میکند
میکشد بر دوش بار بینوایان را به شبآنکه روز از پادشاهی سرگرانی میکند
با مرقع جامه و نان جوین شاه جهاناز پی پاس مروت زندگانی میکند
کی ادای شکر آن مولا شود امکانپذیرزانچه لطفش با صغیر اصفهانی میکند